در مورد زمینلرزه از روی شدت تکان می شود درجه آن را برآورد نمود. طبق قرارداد، شدت تکان زمینلرزه را به دوازده درجه تقسیم کرده اند. که مقیاس آن مر کالی است
مزاياي مقياس مرکالي
1- بدون وجود ايستگاه لرزه نگاري مي توان شدت زلزله ها را با توجه به خرابي سازه ها اندازه گيري کرد.
2- براي زمين لرزه هاي تاريخي برآوردي ميتوان ارائه داد.
معايب اين واحد:
1- گزارشات غير واقعي و گزافه گويي در شرح زلزله
2- مناطقي که هيچ نوع حياتي در آن وجود ندارد.
3- دقت شدت زلزله پائين است.
از روي شدت زلزله مي توان منحني هاي هم شدتIsolseismical line را رسم نمود.
جدول تعيين شدت خرابي بر اساس مقياس مرکالي: توصيف- ميزان تخريب- نوع احساس- مقياس
I. توصيف:احساس نمي شود, مگر در شرايط ويژه.تنها توسط دستگاه هاي لرزه نگار قابل ثبت است(شكل1)
II.توصيف:توسط افراد در حال استراحت و در طبقات بالاي ساختمان ها حس مي شود.برخي اشياء آويزان ممکن است نوسان کنند.(شكل2)
III.توصيف:در فضاي باز و در طبقات بالايي ساختمان ها کاملا قابل احساس است.مردم آنرا بصورت زلزله شناسايي نمي کنند .ارتعاش مانند عبور کاميون است. مدت زمان لرزش قابل تخمين است. (شكل3)

IV.توصيف:در طي روز در فضاي بسته توسط افراد زيادي حس مي شود و در فضاي باز عده معدودي حس مي کنند.در شب عده اي را از خواب بيدار مي کند .بشقاب ها ,پنجره ها و درب ها تکان خورده و صدا مي کنند. در ماشين هاي ايستاده ارتعاش قابل درک است.(شكل4)
V
دردوره زوراسیک (۱۹۰ تا ۱۳۶ میلیون سال قبل ) الوزروس که ازدایناسورهای زیرراسته تروپود ها بود فرمانروای بی رقیب تمام موجودات زنده خشکی به شمار می آمد.این حیوان فقط ازگوشت دیگر دایناسورها تغذیه میکرد .طول بدن او ازنوک دم تا آرواره های بسیار بزرگش ۱۱ متر یعنی تقریباً به اندازه یک اتوبوس بزرگ بود. این جانور برروی پاهای عقبی سنگین ونیرومندش راه میرفت .چون وزن الوزروس حداقل دوتن بود مطمئناً خیلی چالاک نبود .ولی بازهم به نسبت چالاکترازبسیاری ازطعمه های خود محسوب میشد.دم بلند وکلفتش به اوکمک میکرد که براحتی روی دوپا راه برود.
هرچند که تعدادی ازدایناسورهای گیاهخوار بسیاربزرگتر وسنگین تر ازالوزروس بودند , نمی توانستند دربرابر این جانور ازخوددفاع کنند. به این دلیل آنها ترجیح میدادند که تقریباً به طور دائم درآب زندگی کنند تا ازدست این درنده خطر ناک درامان باشند.
هنگامی که الوزروس جانوری راتکه تکه میکرد وپس از خوردن آن برای هضم آن چرت میکرد به خوابی کوتاه فرومیرفت ,دیگرگوشتخواران کوچک گرد میآمدند تاآنچه ازهیولا باقی گذاشته بود بخورند.یکی ازاین جانوران کومپسوگناتوس بود که فقط ۳۰ سانتمتر طول داشت وکمی بزرگتر از یک مرغ نبود وکوچکترین دایناسور گوشتخوار به شمارمی آمد.
این درنده کوچک ازسوسمارهای پرنده کوچک ونیزازحشرات به عبارت دیگرازجانوران گریز پا وچست وچالاک تغذیه میکرد. این جانور با پاهای بلندی که مناسب دویدن ودستهای کوچکی مناسب چنگ زدن بود, به بهترین وجه بااین نوع زندگی سازگاربود .احتمالاً پیشینیان پرندگان شکل وشمایلی مشابه این جانور داشتند ولی بازوهایشان بلندتر بوده است .
● چرا پسیتاکوزروس منقاری شبیه منقار طوطی داشت ؟
یکی ازپیشینیان سراتوپس ها پسیتاکوزروس ( سوسماری طوطی منقاری ) بود که دراوایل دوره کرتاسه می زیست .این جانور بخاطر منقار قلاب مانندخود که شبیه منقارطوطی بود به این نام خوانده شد.
ازاین جانور دومتری دوره کرتاسه اسکلتهای کامل وسالم فراوان وتک استخوانهای زیادی درمغولستان به دست آمده است .این نوع دایناسور دراواخر دوره آغازین کرتاسه پدید آمد دراین دوره بسیاری اردایناسورهای گیاهخوار مجبور شدند که نوع غذای خودررا تغییر دهد .چرا که علاوه بر گیاهان هاگدار( ازقبیل سرخس ها دم اسبیان وپنجه گرگیان ) گیاهان گلدارنیز رشد ونموکردندوفراوان شدند.
درپی این تغییرات شرایط گیاهی دربرخی از اورنیتوپپودها یک دندان برنده وتیز تکامل یافت وآرواره ها عضلات آرواره هانیرومند تر شدتا این جانوران بهتر بتوانند با دندانهایشان شاخه هارا قطع کنند.به این ترتیب سپر محافظ گردن , یعنی نشانه بارز زیرراسته سراتوپس ها نیز پدید آمد .احتمالاً این نشانه درابتدا سپر محافظ نبود بلکه نقطه اتصال ماهیچه های نیرومند آرواره ها به شمار می آمد.این دایناسوربرای تغذیه ازموادگیاهی سخت ترومقاومتر به این آرواره ها احتیاج داشت .
نخستین سراتوپس واقعی یعنی پروتوسراتوپس , تاکنون فقط درمغولستان پیداشده است . نام یونانی این جانور به معنی نخستین شاخدار است . البته این جانور دومتری اصلاً شاخ نداشت , ولی چون نیای همه اعضای خانواده دایناسورهای شاخدار به شمار می آید این نام را به اوداده اند.
● آخرین دایناسورهائی که پدید آمدند ازکدام گروه بودند؟
پروتوسراتوپس وخانواده اش , آخرین دایناسورهائی بودند که درروی زمین ظاهرشدند.این جانور برروی چهارپای کوتاه راه میرفت وشکم خودرا کاملاً نزدیک به زمین نگاه میداشت . این حیوان بدنی مانند سوسمار پهن وچهارشانه وسری فوق العاده بزرگ با منقاری همچون منقار طوطی داشت .این منقار قلاب مانند روی آرواره فوقانی وبرآمدگی بینی رشد کرده بودگردن وشانه های این جانور یقه استخوانی بزرگی داشت .با اینکه طول بدن اودومتربود ارتفاع پشتش بیشتراز۷۵ سانتی مترنبود وکمی بلندترازیک سگ به نظر میرسید این حیوان تقریباً دوتن وزن داشت .
پروتوسراتوپس برای ماآشناترین دایناسوراست . مجموعه کاملی از تخم های این حیوان درمراحل مختلف پیداشده است .علاوه برآن اسکلت های فراوانی ازاین جانور به دست آمده است که با کمک آنها تمام مراحل رشد این دایناسور درموزه ها بازسازی وبه نمایش گذاشته شده است .
وقتی که پروتوسراتوپس ازتخم خارج میشد سر کوچکش فاقد یقه استخوانی چیین داربود. این صفحه استخوانی هنگامی که حیوان بزرگترمیشد دورگردن اوپدید می آمد. همانطور که میدانیم یقه استخوانی نقطه اتکا واتصال ماهیچه های گردن وآرواره ها بود. اماحسن دیگری هم داشت این عضو برای محافظت گردن نیز به کارمیرفت .درندگان برای کشتن طعمه خود نخست گردن آن را گازمیگیرند.


درسال ۱۷۸۰(۱۱۵۹ ه .ش . ) معدنچیان یک معدن گچ نزدیک شهر ماستریخت درساحل رود موز درجنوب هلند چیز عجیبی یافتند.آنهامیان سنگ های استخراج شده , سنگواره استخوانی ناشناخته را کشف کردند که ظاهراً عضوی از اندام جانوری غول پیکر بود. آنان یافته خودرا به یک فیزیکدان نشان دادند واو بی هیچ شک وتردیدی گفت که آن فسیل یا سنگواره (بقایای سنگ شده موجود زنده آرواره تحتانی واستخوان جمجمه یک نهنگ عظیم است.دانشمند کالبد شناس دیگری ازهلند به نام آدریان کمپر معتقد بود که ان استخوانها بقایای یک سوسمارغول آساست که طول آرواره های آن ۲/۱ متربوده است .
چون فسیل درزمینهای کلیسای ماستریخت پیدا شده بود کشیش سرپرست کلیسا آن را درموزه خصوصی خود به نمایش گذاشت .هنگامی که نیروهای فرانسوی درسال ۱۷۹۵ ماستریخت را تصرف کردند, آن فسیل را به پاریس انتقال دادند درآنجاافسرس فرانسوی مدعی شد که آن استخوانهای بقایای یک کروکودیل است.
دانشمندفرانسوی دیگیری به نام بارون کوویر موافق نظر کمپر بود واستخوانهارا مربوط به آرواره های سوسماری بسیاربزرگ دانست .این یافته عجیب بالاخره درسال ۱۸۲۸ میلادی نامگذاری شد.پزوهشگرانگلیسی این جانور را به افتخارکالبد شناس هلندی ونیز نام رودخانه موز که استخوانها درنزدیکی آن پیدا شده بود , موسازروس کمپری نامید.زروس وازه ای یونانی وبه معنای خزنده میباشد.

● ایگوانودون چگونه نامگذاری شد؟
درانگلستان نیز سنگواره های مشابهی پیدا شد.درسال ۱۸۲۰ دوطبیعیدان انگلیسی درمعدنی ازسنگ های مطبق متعلق به دوران زوراسیک میانی بقایای خزنده گوشتخوار غول پیکری را کشف کردند که آن را مگالوزروس (خزنده بزرگ ) نامیدند.دوسال بعد همسر پزشکی انگلیسی به نام گیدئون مانتل درمعدنی واقع درجنوب انگلستان که ازسنگ های آن درجاده سازی استفاده میشد قطعه سنگی را یافت که درآن اثر دندانهای عجیب دیده میشد.
دکترمانتل درآن معدن آثاردیگری ازسوسماری بسیاربزرگ را کشف کرد.ابتدا بارون کوویر آ ن آثاررا مربوط به یک کرگدن میدانست دکترمانتل آن سنگواره ها را به جانور شناس دیگری نیز که پزوهش های زیادی درباره سوسمارهای آمریکای جنوبی کرده بود نشان داد.اواین شباهت داندانهای یافته شده را با دندانهای ایگووانا یا سوسمارهای بزرگ گیاهخوار تشخیص داد وبه این دلیل آن جانور ناشناخته را ایگوانودن (دندان سوسماری )نامید.
اززمان نخستین نشانه ها یعنی از۱۶۰ سال پیش تاکنون دربسیاری ازنقاط کره زمین استخوانها ونیز اسکلت های کامل این نوع ازخزندگان درحفاریها به دست آمده است .
ازسال۱۸۴۰(۱۲۱۹ ه . ش )به پیشنهادطبیعیدان انگلیسی ریچارد اون , این جانوران به نام یونانی دایناسور ( خزنده ترسناک ) خواندند. امروزه دربسیاری ازشهر های جهان موزه هائی با مجسمه ها یا تصویرها یا اسکلتهای این جانوران یافت میشوند. جانورانی که از۶۵ تا ۲۰۰ میلیون سال پیش فرمانروایان بی رقیب زمین بودند.
● سوسمارهای نخستین چه زمانی پدید آمدند؟
دردوره پرمین ودوره تریاس خزندگان نخستین که با نام تریومورف ( پستاندارگونه ) شناخته میشوند برزمین حکمفرما بودند.قدیمی ترین آنها پلیکوزروس ها بودند که درمناطق استوائی می زیستند. نسلهای بعدی یعنی تراپسید ها تا مناطق سردترنزدیک قطب ها پراکنده شدند.پس ازسپری شدن دوره این جانوران دوره طولانی دایناسورها آغاز شد.پیشینیان آنها را سوسمارهای نخستین می نامند.
نخستین( سوسمارهای نخستینی) که تاکنون شناسائی شده پروتروسوکوس است که دردوره تریاس میزیست وازماهیان ودوزیستان تغذیه میکرد.این جانور شبیه کروکودیل های امروزی بود.چندی بعد یعنی حدود ۲۰۰ میلیون سال پیش , یکی ازخویشاوندان نزدیک پروترسوکوس پدید آمد که امروزه آن را پویارکریا مینامیم .
این جانور خزنده کوچکی بود که روی دوپا می دوید طول بدن یوپارکریا بین ۶۰ سانتی متر تایک متربود.پاهای این جانورکمی بلندترازدستهایش بود . بالاخره دراین زمان یعنی دراواخردوره تریاس نخستین دایناسورواقعی یعنی اورنیتوسوکوس که یکی ازنوادگان یوپارکریا بود پدید آمد.
طول بدن این موجود دوتاسه متر بودوآرواره هائی ترسناک با دندانهای دشنه ای تیزداشت . پشت وپهلوی جانوربا صفحات استخوانی پوشیده شده بود. این استخوانها درناحیه گردن تبدیل به تیغهای استخوانی تیزی میشد که این بخش حساس بدن جانور را ازآسیب درامان نگاه میداشت ارنیتوسوکوس نیای همه کانی ور های گوشتخواران بزرگی است که دردوره های زوراسیک وکرتاسه تکامل یافتندوبرزمین حاکم شدند.

● نخستین دایناسورها گیاهخواربودند؟
دراواخردوره تریاس جانورجالبی پدید آمد که دانشمندان , چندین اسکلت آن را درآلمان وانگلستان یافتند تکودونتوزروس , جانوری دوتاسه متری با گردنی دراز وسری کوچک بود. این جانور هم دندانهائی شبیه گوشتخواران داشت با این تفاوت که این دندانها نوک تیز نبودند. دراین جانور علائم تغییرروش زندگی به چشم میخورد.غذای اصلی اوگیاه بود گرچه شاید ازشکار وخوردن خزندگان کوچک نیز دریغ نداشت . به این ترتیب اونیای سوروپپودها به شمار می آید که فقط ازمواد گیاهی تغذیه میکرد.
دایناسورها دردوران زندگی ۱۴۰ میلیون ساله خود انواع بسیارمتنوعی را پدید آوردند.آنها مدام درحال تغییر وتحول بودند ودرصد ها شکل مختلف ظاهر شده وتکامل یافتند. درعلم دیرین شناسی ( علم شناخت سنگواره ها وبقایای زندگی گیاهی وجانوری کهن ) دایناسورها به گروه اصلی , یا آنطورکه زیست شناسان میگویند به دوراسته دایناسوری تقسیم میکنند.دایناسورهائی با لگن خاصره سوسماری یا راسته سوسمارگونه ها ودایناسورهائی با لگن خاصره پرنده ای یا راسته پرنده گونه ها. این دوگروه همانطورکه ازنامشان پیداست پیش ازهرچیز براساس شکل وحالت استخوانهای لگن خاصره ازیکدیگر قابل تشخیص اند.
● دایناسورها چگونه رده بندی میشوند؟
برخوردهای فضایی همواره از جذابترین موضوعات نجومی بودهاند. دانشمندان این بار به سراغ منشا برخورد بزرگ با زمین در ۶۵ میلیون سال گذشته رفتهاند و دریافتهاند که کدام گروه از سیارکها عامل این برخورد بودهاند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از نیچر ، به نظر میرسد ردپای شهاب سنگی که احتمالا در حدود ۶۵ میلیون سال قبل دایناسورها و اکثر گونههای دیگر حیات در زمین را منقرض کرد، در کمربند سیارکها باقی مانده است.
چنین واقعیتی که انسان بر روی سیارهای در حال چرخش سکونت دارد برای مدت زیاد غیر قابل اثبات بود. به طور کلی شتابی که در اثر چرخش زمین پدید میآید (شتاب کوریولیس Coriolis Acceleration) را میتوان در یک سیستم در حال چرخش تشخیص داد. فرسایش سمت راست رودخانهها در نیم کره شمالی و سواحل سمت چپ در نیم کره جنوبی در اثر این شتاب صورت میگیرد. شتاب کوریولیس خود را در جسمی که در حال حرکت است آشکار میکند، به علاوه دلیل غیر مستقیم چرخش زمین است. پدیدههایی که دلیل چرخش زمین را ثابت میکنند بسیار متقاعد کنندهتر از پدیدههایی هستند که شتاب را تعیین میکنند. به نظر میرسد که حرکت روزانه قابل روئیت خورشید در آسمان و تغییراتی که از روز تا شب پدید میآید، دلیل مسلمی برای چرخش زمین است.
اگر زمین ساکن بود چه میشد؟
....

نیروهای لورنتس که موجب انحراف مسیر الکترونها در میدان های مغناطیسی می شود در بسیاری از پدیده های طبیعی تجلی می یابند و فقط با یاری گرفتن از این نیروها توضیح آنها ممکن است. یکی از تماشایی ترین و با شکوهترین پدیده ها از این نوع شفق قطبی است، که مشخصه عرض های جغرافیایی بالا , نزدیکی های شمال یا جنوب مدار قطبی است. پدیده شگفت آور و زیبایی که در طول شب قطبی طولانی در آسمان دیده می شود.

الماس یکی از سنگهای قیمتی و یکی از آلوتروپهای کربن است که در فشارهای بالا پایدار است. آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد.الماس در حالت پایدار دارای ساختار مکعبی است. الماس ساختار منشوری نیز دارد که این ساختار بصورت شبهپایدار در طبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد. وزن مخصوص الماس 3.5 ضریب شکست آن 2.42 و سختی آن در مقیاس موس، مساوی 10 است. الماس به رنگهای مختلف پیدا میشود. الماس با سنگهای کیمبرلیتی که از اعماق زیاد منشا گرفتهاند، همراه است. در رسوبات رودخانهای به صورت پلاسر یافت میشود. بیشترین بخش الماس جهان امروه از معادن الماس واقع در کشورهای آفریقایی استخراج میگردد.
مقدمه
شاید به زودى تصور متداول درباره الماسها به کلى دگرگون شود. الماسهایى که بخاطر زیبایى ، کمیاب بودن و زمان طولانى تولیدشان ارزش فوق العادهاى داشتند، امروزه در آزمایشگاه و در مدت زمانى حدود یک ساعت بوجود مىآیند. اینکه این دگرگونى چه تأثیرى در صنعت جواهرسازى یا قیمت الماسهاى طبیعى در بازار خواهد داشت هنوز در پردهاى از ابهام است. اما درباره نقش این الماسهاى آزمایشگاهى در تکنولوژى ، شایعههایى برخاسته از مجامع علمى به گوش مىرسد.
بیشتر از هشتاد درصد از الماسهاى معدنى طبیعى به مصارف صنعتى از قبیل
Be gentle with the earth


هدف از تهیه یک نقشه زمین شناسی نشان دادن پراکندگی سنگها و گسلها ، تاقدیسها ، ناودیسها و دیگر ساختمانهای زمین شناسی به صورتی است که در زمین ظاهر شدهاند. در واقع این نقشهها مقیاس کوچکی از پدیدههای زمین شناسی میباشند که برای تفسیر پدیدههای زمین شناسی ، بیان تاریخ زمین شناسی منطقه و ترتیب رسوبگذاری و اتفاقات گذشته مورد استفاده قرار میگیرند.